|
.....و در آغاز فقط یک کلمه بود و آن کلمه خدا بود
|
السلام علیک یا اباصالح المهدی ( عج )
میز بهار را چیده ایم
نگو که نمی آیی
نگو که دیر می آیی
من منتظرم...
لیلای...
...........................
از توام زیبا فراموشی نبود هر که می خواهد فراموشم کند
زیبای زندگی من سلام
بی بهونه می خوام باهات حرف بزنم . تموم دلتنگیهامو میذارم کنار ٬خوشیهامو هم همینطور . میخوام از خودم بگم و دوست داشتن تو . آخه می گن "با تو از تو باید گفت و از تو باید شنید " ...تا کی باید تاوان اعتماد و سادگیم رو پس بدم . خدایا..مگه قرارمون این نبود که فقط تو اعتمادم باشی . تو که منو خوب میشناسی .. من چرا دارم اینا رو میگم ؟؟؟..مطمئنم تو سر قولت بودی و هستی . این منم که پیمان شکستم . ببخش منو .. خواهش می کنم از من خسته نشو . از بدیهام٬قهر کردنم٬ عصبانی شدنم..ولی خواهش می کنم ٬خواهش می کنم اجازه بده تو تنها عشقم باشی . میدونی.. چند ماه پیش توی آخرین دفترچه خاطراتم یه جمله نوشتم "کاش خدا فقط مال من بود ".به هیچ کس چیزی نگفتم . ترسیدم حرفم بد باشه . یکی ازدوستام موضوع رو فهمید. از زیر زبونم کشید گفت:لیلا...خیلی خودخواهی . اگه خدا فقط مال تو باشه پس ما باید چیکار کنیم؟خدایا....من باید چیکار کنم؟؟؟؟؟؟امشب چی میخواد به سرم بیاد....؟؟؟
من و
شب و
تنهایی و
تاریکی و
یک شمع روشن
خدایا!
نکند بادی بیاید
پناهم باش. عشقم باش. خدایم باش. میخوام فقط عشق تو توی قلبم باشه. فقط تو رو دوست داشته باشم . چون میدونم جواب اعتمادم رو میدی ٬دلمو نمی شکنی و...دوستم داری...باشه..قبول....منم دوستت دارم...خیلی زیاد....بیشتر از همیشه. فقط از من خسته نشو...ممنونم
.............................
فقط برای تو
خدای من ٬خدایم.. به تو عشق می ورزم . بیشتر و بیشتر به تو عشق می ورزم . تو را بیشتر از هر چیز دیگری در این دنیا دوست می دارم . چنان به تو عشق می ورزم که سرمست و بیخود می شوم.
خدایم... مرا عشق پاک و خلوص و عبودیت عطا کن.
ای همه آرامشم از تو...به خاطر اینکه هرگاه در جاده زندگی قدمهایم اندکی از راه راست سست می شود و تو با تلنگری مرا به راهم می آوری از تو سپاسگزارم.
من بی نیاز از خویش محتاج روی توام ...آرام من باش
لیلای تو
السلام علیک یا ابا صالح المهدی ( عج )
من خواب دیده ام که کسی می آید
کسی می آید ٬ کسی می آید ٬ کسی دیگر ٬ کسی بهتر
کسی که مثل هیچ کس نیست
و مثل آن کسی است که باید باشد
چرا من این همه کوچک هستم که در خیابانها گم می شوم
چرا پدر که این همه کوچک نیست و در خیابانها گم نمی شود
کاری نمی کند که آن کسی را که به خواب من آمده است
روز آمدنش را جلو بیندازد
من پله های پشت بام را جارو زده ام
و شیشه های پنجره را شسته ام
کسی می آید ٬ کسی می آید
" کسی که در دلش با ماست . در نفسش با ماست . در صدایش با ماست "
لیلای...
..................................
زیبای من سلام
دوباره شب جمعه شده . می خوام از دلتنگی همیشگیم نگم نمی تونم . به سختی جلوی خودم رو می گیرم. این روزها یه چیز دیگه به دلتنگیهام اضافه شده . تو فکرم به خودم امید میدم " ....نگو قلبت زخمی شده٬عیبی نداره . دوباره خوب میشود. قبلا هم اتفاق افتاده . یکی می رود و دیگری می آید . یکی می میرد و دیگری متولد می شود . این نفس تغییر است . عشق را بارها پیدا می کنی . شده شبی به روز نرسد؟؟؟؟؟؟؟؟؟.............."
آرووم نمیشم . نمیدونم چی باید بگم . هرچند نگفته می دونی تو دلم چه خبره . میخوام تنهام نذاری . کمکم کنی . بذار اعتراف کنم خیلی ازت دور بودم . فکرم به کارم مشغول بود و شب با تموم خستگیم زود می خوابیدم . ولی دیگه تموم شد معذرت می خوام بد بودم . خدایا....نمی دونم دارم چی می گم . ببخش منو . اجازه بده ادامه ندم . مطمئنم اگه بخوام بگم.... خدایا سهیلا الان داره با یکی از دوستاش حرف می زنه.اون الان جمکرانه.
خدایا.......خدایا..............
......................................

فقط برای تو
نام من بر درختی بود
که هر روز بر آن میگذشتی
و من چه روزهایی را به باد بخشیدم
و من چه روزهایی را در باران ماندم
اگر سکوت می کردم درخت می افسرد
من خاک را تجربه کرده بودم
و باد را می شناختم
اگر سکوت می کردم چراغها به انکارم برمی خاستند
من غربتم را تا خانه بر دوش می کشیدم
و بر چارچوب پنجره آویختم
اگر صدای تو نبود
خفته بودم
لیلای امیدوار تو
زیبای من سلام
بعد از دو هفته کاری سخت ٬ داشتن یه روز جمعه تعطیل یه لطف بزرگه . ولی وقتی می بینم داره غروب میشه بی هیچ خبری٬ هیچ اثری٬ هیچ ردی...خستگیمو صد برابر می کنه. این روزها بیشتر از همیشه دلم تنگ میشه . بیشتر از همیشه به وجودش احتیاج دارم . می گن یه دل پاک و ساده ارزشش به دنیا می ارزه ٬ می گن عاشق واقعی باش دنیا با توئه.. دنیا مال توئه ... چرا نمی گن دیگه ارزش یه دل پاک یه سکه سیاه هم نیست . آدمها همه تو دورنگی یه رنگ شدن . یه رنگه یه رنگ . همه از یک جنس . همه مثل هم . باورم شده که دیگه نه علی پیدا میشه نه فاطمه . باورم شده اگه عشقی تو قلبم هست ٬فقط واسه خودم باشه و خدای خودم ...خسته شدم از آدمای دور و برم . از این همه ریا..خدایا.....
فضای آروم اتاقمو صدای افتخاری پر کرده :
غمی دارم همچو مولانا از جداییها ٬ شکایت دل به ناله کنم
خدای من... تو به من بگو بین این همه آدم یکرنگه دورنگ٬ بین این همه آدم مثل هم ٬کسی هست که مثل هیچ کس باشه ؟ کسی هست که مثل علی باشه ؟... به خداییت قسم ..به علی قسم ..دیگه از این آدما ناامید شدم . تو بهم بگو تا کی منتظر بمونم ؟ تا کی بدی ها رو ببینم و تو دلم بگم بذار بیاد همه چی تمومه . تا کی....؟؟؟؟؟؟؟
شاید لایق دونستن روز اومدنش نباشم ولی کمکم کن که منتظر بمونم ..یاریم بده از این انتظار خسته نشم.
کسی که تو اوج خستگیهاش دوستت داره
لیلا

..........................
گلایه از زمان دارم
زمان تنبل و تن پرور و بی ذوق
دوروئی و نفاق ٬ از عقربه از روز و از شب
زمان هم باج می خواهد ٬ زمان هم زور می گوید
دلی تنگ از زمان دارم
زمان ابریست ٬ زمین در رخوت است امروز
دریغ از ذره ای خورشید ٬ دریغ ار حس سرسبزی
زمان خمیازه اش تلخ است
و من اینجا... منتظر
یکی از در بیاید با تبسم
پرده ها را از کدورت باز دارد
یکی باید بخواند از قشنگی
دگر وقت گلایه نیست
بیا بنگر به چشمانم ٬ به فصل یاس بی تزویر
به کوچک شاخه های ترد دستانم
زمان باقیست
گلایه ناتمام است و
زمان هم همچنان باقیست.......
......................................
فقط برای تو
دوست دارم هر روز پنج بار پنجره روحم را به سوی تو باز کنم و عاشقانه با تو حرف بزنم .
دوست دارم وقتی با تو حرف می زنم ٬ هیچ کبوتری میان حرفم نپرد و آنقدر محو زیبایی تو باشم که حتی اگر زمین از سقف هستی فرو بریزد ٬ پلک بر هم نزنم .
مهربانا ٬ چه کنم با این گناهانی که مرا از تو دور کرده اند .
نازنینا ٬ ناز نگاه تو را در کدام یک از بازارهای جهان می توان خرید ؟ چگونه می توان تا قیامت مقیم نفسهای شرقی تو شد؟
دوست دارم دستهای گناهکارم را به سوی تو دراز کنم ٬ یقین دارم دستهایم را به گرمی خواهی فشرد .
ای همه آرامشم از تو ... شب بوها و قناریها به من گفته اند تو همه را دوست داری..... دوستت دارم....خیلی زیاد.
اين روزها كه مي گذرد٬ هر روز
در انتظار آمدنت هستم
اما
با من بگو .. خوب من
كه آيا من نيز
در روزگار آمدنت هستم؟
...
... تا به ديدار تو اي خوب دگر راهي نيست
چقدر لحظه ديدار تو ديدن دارد
لیلای...